هوای خوش شکوفایی

متن مرتبط با «اسماعیل» در سایت هوای خوش شکوفایی نوشته شده است

اسماعیل

  • نیلوبلاگ

    ... مدتیست دلم برای اسماعیل تنگ میشود! پسرک نابینایی همسن و سال من از فامیلهای دور زهرا خانم -همسایهمان- که با مادر و پدر ساده و روستایی و خواهر و برادرهای بیشمارش در زیرزمین نُه متری بیپنجره و تاریکِ خانهی زهرا خانم زندگی میکرد. جلوی در خانهی زهرا خانم میایستاد و من چون شنوندهای حیرتزده به دهانش چشم میدوختم و اسماعیل با پلکهای بستهای که تکان میخورد و سری که در واکنش به هر صدا میچرخید، با لحنی مودبانه و موقر دربارهی همه چیز حرفهای بزرگ بزرگ میزد؛ حرفهایی که گاه نمیفهمیدم. و اصلا در عجبم، من که ف...

    ادامه مطلب