خرید بک لینک

. رادیوی مادر را از شهلا گرفتم. خودم را پرت کردم به دهه شصت، به «راهِ شب»، به خواب‌رفتن‌هایم در آغوش رادیو دو موج جیبی‌ام. به شبهای کوتاه آن تابستان‌های به‌یاد‌ماندنی. به بهارخواب و آسمانی که هنوز بی‌ستاره نشده بود. سه باره جنگ را تجربه کردن چه خون‌تلخ‌‌مزه‌ای‌ست! نوجوانی و جوانی و... حالا میان‌سالگی. دردسالگی، مرگ‌سالگی. پیچ رادیوی گردگرفته مادر را می‌پیجانم و خاطره‌ای می‌گیرانم. صدا صدای مادر است از حنجره غبارآلود رادیو.

برچسب: نویسنده: هلیا احمدی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:32

صفحه بندی