
سفرنامهی «محدثه جلیلوند» و روایتش از سفر به سوریه، در مجله ادبی «الفیا» خواندنیست. ...
ادامه مطلب
سفر آمریکای جلال را که هدیهی دوستی است، جَستهگریخته میخوانم. مثل سفرِ روس، انگار میکنم جلال لابلای نثرش نشسته است و به من با سری کج و چشمانی نافذ و خندهای صریح نگاه میکند. همانطور که سیمین گفته درین نوشتهu200fاش نیز تلگرافي، حساس، دقيق، تيزبين، خشمگين، افراطي، خشن، صريح، صميمي، منزهطلب و حادثهu200fآفرين است... و مثل زندگیاش ميان سياست و ادب، ايمان و كفر، اعتقاد مطلق و بیاعتقادی در جدال است... . جلال در این سفر و حتی قبل از رسیدن به آمریکا در پاریس مدام به سینما رفته و فیلم دیده و حتی در راه -در کشتی- هم. و نقدهایی کوتاه و با شتاب برای هر کدام در سفرنامهاش نوشته و ظاهرا بدش نمیآمده نقدها را طول و تفصیل بدهد و منتشر کند. روی دیگری از جلال. و تو فکر کن با همان زبان و قلم جلالیاش نقدها را نوشت...
ادامه مطلب