در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «لعنت به جنگ» را مرور میکنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
.
رادیوی مادر را از شهلا گرفتم. خودم را پرت کردم به دهه شصت، به «راهِ شب»، به خوابرفتنهایم در آغوش رادیو دو موج جیبیام. به شبهای کوتاه آن تابستانهای بهیادماندنی. به بهارخواب و آسمانی که هنوز بیستاره نشده بود. سه باره جنگ را تجربه کردن چه خونتلخمزهایست! نوجوانی و جوانی و... حالا میانسالگی. دردسالگی، مرگسالگی.
پیچ رادیوی گردگرفته مادر را میپیجانم و خاطرهای میگیرانم. صدا صدای مادر است از حنجره غبارآلود رادیو. خاطره در آشپزخانه قدم میزند و در پوست بیرنگ و رمق شب جان میدمد. صدایی در راه شب غزلی میخواند.
به یاد میآورم سایه مادر کم شده. دیریست... سایه جنگ اما هنوز قد میکشد. کاش غروب برسد... سایه قد خم کند و برود.
خشخش رادیو مرا به آشپزخانه برمیگرداند. مادر دست میگرداند و سر اجاق زمزمه میکند:
دایه دایه وقت جنگه...
میمچه
- اولین پستم در اینستاگرام بعد از شصت و هفت روز بدون اینترنت
- بعد از حدود هفت سال دوری از اینجا: سلامها!
.
برچسب:
نویسنده: هلیا احمدی